و نه فرجام چنین خواهد شد
که کسی جز تو تو را دریابد
و تو در این راه رسیدن به خودت تنهایی
ظلمت هست اگر
چشم از کوچه یاری برداری
وفراموش کن این کهنه خیال
نور فانوس رفیقی که تو را دریابد!
دست یاری که بکوبد در را
پرده از پنجره برگیرد.قفل را بگشاید.
کوله بارت بردار
دست تنهایی خود را بگیر
و از آینه بپرس:
منزل روشن خورشید.کجاست؟
ای کاش یک مجسمه ساز بودم و میتوانستم پیکره ای از تمام خصوصیاتی که به زندگی ارزش و معنا میبخشد بتراشم تا همه آن را ببینند.
ای کاش یک نقاش بودم و می توانستم زیبایی هایی را که در فطرت بشر موج میزنند را به تصویر بکشم
ای کاش یک خطاط بودم و با خطی زیبا منوشتم:
(تویی بهترینم.....تویی بهترینم)
نوبت خاموشی من سحل و آسان میرسد
پس چرا عاشق نباشم
![]()
![]()
![]()
جاده برفیست
و رد پایی که هرگز باز نگشته است
مرا به یاد تو می اندازد
شرمنده چند وقته بدجوری حالم خرابه
امیدوارم زودتر بهتر بشم![]()
برام
کنید
حرف آخر:
مرد را دردی اگر باشد خوش است درد بی دردی علاجش آتش است